کلیسایی که عشق اول خود را از دست داد
- vor 6 Tagen
- 5 Min. Lesezeit

من در حال خواندن کتاب مکاشفه هستم، که به عنوان کتاب آخرالزمان نیز شناخته میشود و از کلمه یونانی apokálypsis به معنای "مکاشفه" یا "افشا" گرفته شده است. و این دقیقاً همان کاری است که این آخرین کتاب کتاب مقدس انجام میدهد - این کتاب آنچه را که در آینده اتفاق خواهد افتاد، زمانی که مسیح بر شیطان پیروز میشود، آشکار میکند. هفت کلیسایی که قبلاً در کتاب شرح داده شدهاند، در واقع در آن زمان وجود داشتند. با این حال، چیزی که برای من جالب است این است که آن کلیساها به نظر میرسد شبیه بسیاری از کلیساهای امروزی ما هستند. بنابراین، تصمیم گرفتهام که در چند هفته آینده بیشتر به آنچه در این کلیساها میگذشت، بپردازم و ببینم چگونه میتوانیم از هر یک از آنها درس بگیریم و آن را در کلیساهای امروزی و حتی زندگی خود به کار ببریم.
من محقق کتاب مقدس نیستم، بنابراین به کمک نیاز خواهم داشت، زیرا درک کتاب مکاشفه برای من کمی دشوار است. این موضوع اغلب برای من یک راز است، بنابراین سپاسگزارم که بسیاری از محققان واقعی که در کتاب مقدس متبحر هستند، این موضوع را مطالعه کرده و به کشف این راز کمک کردهاند. تفسیر منبر در مورد این نامهها به کلیساها چنین میگوید:
آیه ۱-۳:۲۲ - نامههای به هفت کلیسا. یک بار دیگر باید تفاسیر رقیب را در نظر بگیریم. از این میان، میتوانیم با خیال راحت تمام آنهایی را که هفت نامه را به تصاویری از دورههای متوالی در تاریخ کلیسا تبدیل میکنند، کنار بگذاریم. از سوی دیگر، میتوانیم با خیال راحت انکار کنیم که این نامهها صرفاً نمونه هستند و به هیچ چیز قطعی در تاریخ مربوط نمیشوند. بلکه هم تاریخی و هم نمونه هستند. آنها در درجه اول به وضعیت واقعی چندین کلیسا در زمان خود سنت یوحنا اشاره دارند و سپس برای آموزش، تشویق و هشدار کلیسا و کلیساها در تمام دوران در نظر گرفته شدهاند.
نامه اول به فرشته کلیسای افسس در آسیای صغیر فرستاده شد. این شهر امروزه دیگر وجود ندارد، اما مکان باستانی آن را میتوان در استان ازمیر در ترکیه (ترکیه) یافت.
به فرشته کلیسای افسس بنویس: «آن که هفت ستاره را در دست راست خود دارد و در میان هفت چراغدان طلایی قدم میزند، این را میگوید: من اعمال، زحمات، صبر تو را میدانم و میدانم که نمیتوانی افراد شرور را تحمل کنی. و تو کسانی را که خود را رسول مینامند و نیستند، آزمودهای و آنها را دروغگو یافتهای. و تو پایداری و شکیبایی نشان دادهای و به خاطر نام من زحمت کشیدهای و خسته نشدهای. با این حال، این ایراد را به تو دارم که عشق نخستین خود را ترک کردهای. پس به یاد داشته باش که از کجا سقوط کردهای. توبه کن و کارهای نخستین را انجام بده، وگرنه به زودی نزد تو خواهم آمد و چراغدانت را از جایش برخواهم داشت - مگر اینکه توبه کنی. اما این را داری که از اعمال نقولاویان متنفری، همانطور که من نیز از آنها متنفرم.» «آن که گوش دارد، بشنود که روح به کلیساها چه میگوید. به هر که غالب آید، به او خواهم داد تا از درخت حیاتی که در میان بهشت خداست، بخورد.» مکاشفه ۲: ۱-۷
بسیاری از متکلمان معتقدند فرشتهای که این نامهها ممکن است برای او نوشته شده باشد، رهبر آن کلیسا است. با این حال، «فرشته» به معنای واقعی کلمه به معنای «پیامآور» است. عیسی پیش از این در مکاشفه ۱:۲۰ آشکار کرده بود که هفت ستاره، فرشتگان هفت کلیسا و هفت چراغدان، هفت کلیسا بودند. عیسی آن هفت ستاره را در دست راست خود گرفته است، که نشان میدهد او بر این رهبران یا پیامآوران اقتدار دارد. این مرا به یاد اشعیا ۴۱:۱۰ میاندازد، زمانی که خداوند به بنیاسرائیل گفت که آنها را تقویت و یاری خواهد کرد و با دست راست صالح خود از آنها حمایت خواهد کرد. این همان کاری است که عیسی در آن زمان و اکنون با کلیساها انجام میداد. و او باید در میان کلیساهای ما حضور داشته باشد. اگر رهبران کلیسای ما در دستان امن عیسی نباشند، کلیسا دچار مشکل خواهد شد. و اگر عیسی در میان نباشد، در واقع کلیسا نیست، بلکه فقط گروهی از مردم هستند که برای ملاقات گرد هم میآیند. قرار است کلیسا کاملاً در مورد عیسی باشد و او قرار است از طریق رهبری خود بر آن اقتدار داشته باشد و مرکز همه چیز باشد.
عیسی به آنچه در کلیسای افسس میگذرد اشاره کرد. من دوست دارم که او به روشنی بیان کرد که از کارهای آنها آگاه است. گاهی اوقات احساس میکنیم میتوانیم هر کاری که میخواهیم انجام دهیم و توسط خداوند پنهان بمانیم، اما اینطور نیست. چشمان او همیشه در سراسر زمین در حال پرسه زدن است. هیچ چیز از نظر او پنهان نمیماند، بنابراین او قطعاً میداند که ما چه میکنیم، حتی اگر سعی کنیم اعمال خود را پنهان کنیم. او دید که کلیسای افسس خوب است و با شر بازی نمیکند. آنها کسانی را که خود را رسول مینامیدند آزمایش کردند و فهمیدند که دروغگو هستند. ما باید از این کلیسا درس بگیریم و ارواح را آزمایش کنیم. من بارها به سختی یاد گرفتهام که مردم، حتی در کلیسا، آن کسی نیستند که میگویند، و این میتواند بسیار خطرناک باشد.
عزیزان، به هر روحی ایمان نیاورید، بلکه ارواح را بیازمایید که آیا از خدا هستند یا نه؛ زیرا انبیای دروغین بسیاری به جهان رفتهاند. با این، روح خدا را میشناسید: هر روحی که اقرار کند عیسی مسیح در جسم آمده است، از خداست و هر روحی که اقرار نکند عیسی مسیح در جسم آمده است، از خدا نیست. و این روح دجال است که شنیدهاید میآید و اکنون در جهان است. اول یوحنا ۴: ۱-۳
کلیسای افسس در انجام این کار دقت داشت و ما نیز باید امروز در کلیساهای خود و همچنین به صورت فردی همین کار را انجام دهیم، زیرا بسیاری از به اصطلاح پیامبران و رسولان در رسانههای اجتماعی وجود دارند که ممکن است کاملاً فریبنده باشند. کلیسای افسس نیز استقامت و صبر داشت و هرگز از کار کردن به خاطر نام خداوند خسته نشد. اینها چیزهای خوبی برای الگوبرداری ما هستند. با این حال، آنها عشق اول خود را ترک کرده بودند. قرار بود عشق اول آنها عیسی باشد. آیا ممکن است که آنها آنقدر مشغول کار کلیسای خود بودند که از رابطه خود با او غافل شدند؟ چند نفر از ما در این امر گناهکار هستیم؟ ما همچنین ممکن است نیاز داشته باشیم که از غفلت خود توبه کنیم و با بازگشت به نشستن در پای عیسی به عشق اول خود بازگردیم. اگر چراغدان برداشته شود، کلیسا دیگر روشن نخواهد بود، زیرا حضور خداوند را از دست میداد. چراغهای چشمکزن و سخنرانیهای فصیح از منبر به این معنی نیست که کلیسا روشن است. با این وجود، این کلیسا از آنچه خداوند از آن متنفر بود - اعمال نقولاویان - متنفر بود. توجه داشته باشید که آنها از مردم متنفر نبودند، بلکه از اعمالشان متنفر بودند. تفسیر بنسون چند ایده به ما میدهد که چرا اعمال آنها توسط کلیسای افسس و عیسی مورد نفرت قرار میگرفت.
به گفته نویسندگان باستان، آموزه و زندگی آنها به همان اندازه فاسد بود. آنها انجام شنیعترین فحشا و زنا و همچنین قربانی کردن برای بتها را مجاز میدانستند؛ همه اینها را در میان چیزهای بیاهمیت قرار میدادند و به عنوان شاخههایی از آزادی مسیحی التماس میکردند.
نقولاویان در حالی که آن را "آزادی مسیحی" مینامیدند، از لطف خدا سوءاستفاده میکردند، همانطور که بسیاری از کلیساروهای امروزی این کار را میکنند. ما هرگز نباید فراموش کنیم که خداوند مقدس است و از گناه متنفر است. اما، این نقولاویان آماده بودند تا با میل خود ایمان خود را برای لذتهای جسم به خطر بیندازند، اما همچنان آن را در مسیحیت خود بگنجانند. این برای خداوند نفرتانگیز است و باید برای ما نیز باشد. ما باید کاری را انجام دهیم که مورد پسند او باشد - فحشا، گناه جنسی و بتپرستی توسط افرادی که میگویند پیرو مسیح هستند، انجام نمیشود و هرگز نباید انجام شود.
بر همه ما به عنوان مسیحیان واجب است که بررسی کنیم آیا نیاز داریم به جایی که عشق اول خود را از دست دادهایم برگردیم و صمیمیت خود را با خداوند دوباره زنده کنیم. اگر نه، ما بر آن غلبه نخواهیم کرد و از درخت حیات نخواهیم خورد.
