پرستش در نگرانیها
- há 22 horas
- 3 min de leitura

چند روزی بود که در ته دلم نسبت به تمام اتفاقات دنیا احساس نگرانی شدیدی داشتم. شما چطور؟ آیا در مورد امور دنیا احساس اضطراب داشتهاید؟ من به خوبی میدانم که کتاب مقدس به ما میگوید برای هیچ چیز نگران نباشیم، بلکه در هر چیزی دعا کنیم و شکرگزار باشیم. این کاری است که من باید انجام دهم، اما گاهی اوقات غرق در تمام اخبار بد میشوم که به نظر بیپایان میرسند. همیشه باید به خودم یادآوری کنم که خدا کنترل امور را در دست دارد و هیچ یک از اتفاقاتی که میافتد او را غافلگیر نکرده است. در واقع، تمام اتفاقاتی که در حال رخ دادن است، نقشه او را برای جهان به اجرا در میآورد. وقتی در این حقیقت آرام میگیرم، میتوانم خدا را در نگرانیها پرستش کنم.
اگرچه درخت انجیر شکوفه ندهد، و میوهای روی تاکها نباشد؛ اگرچه محصول زیتون از بین برود، و مزارع هیچ غذایی ندهند؛ اگرچه گله از آغل جدا شود و هیچ گله ای در طویله نباشد - با این حال، من در خداوند شاد خواهم بود، در خدای نجات خود شادی خواهم کرد. حبقوق ۳:۱۷-۱۸
این متن از کتاب حبقوق همان چیزی بود که در حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به برجهای تجارت جهانی در شهر نیویورک به من کمک کرد. این حادثه دنیای بسیاری از مردم، از جمله دنیای من را تکان داد. وقتی از منهتن از روی پل بروکلین دور میشدم، به جایی که برجهای دوقلو قبلاً بودند نگاه کردم و به جای آن، ابری قارچی از دود و غبار بود. آن روز آن احساس غرق شدن را داشتم. من دوستی را از دست داده بودم و جهان برای همیشه تغییر کرده بود. تأثیر جهانی قابل توجه بود و بسیاری از مردم احساس امنیتی را که قبل از حمله داشتند، از دست داده بودند. من و دیگر مسیحیان در سراسر جهان به دنبال راهی بودیم تا خوبی خدا را در تمام هرج و مرج ببینیم و او را در تمام بدیها ستایش کنیم.
من همیشه خداوند را ستایش خواهم کرد. ستایش او پیوسته در دهان من خواهد بود. روح من به خداوند فخر خواهد کرد. فروتنان آن را خواهند شنید و شاد خواهند شد. آه، خداوند را با من ستایش کنید و بیایید نام او را با هم تجلیل کنیم. من خداوند را جستجو کردم، و او مرا شنید و مرا از تمام ترسهایم رهایی بخشید. مزمور ۳۴: ۱-۴
گاهی اوقات مشکلات از بین نمیروند، اما ترسهای ما در کوره آتشین آزمایشها از بین میروند، زیرا میتوانیم خداوند را در همه حال ستایش کنیم. وقتی به او نگاه میکنیم و چشمانمان را از مشکلات اطرافمان برمیداریم، آنگاه دیدگاه جدیدی به دست میآوریم و او را بزرگتر از هر آنچه زندگی به ما تحمیل میکند، خواهیم دید. به راستی، هیچ مشکلی برای خدا بزرگ نیست.
خدا پناهگاه و قدرت ماست، یاری بسیار حاضر در مشکلات. بنابراین، نخواهیم ترسید، حتی اگر زمین جابجا شود و کوهها به دل دریا کشیده شوند اگرچه آبهایش غرش کنند و متلاطم شوند، اگرچه کوهها از طغیان آن بلرزند. سلا مزمور ۴۶: ۱-۳
مشکلات پیش خواهند آمد، اما در خدا پیروز خواهیم شد. ممکن است زندگی ما در این آزمایشهایی که زندگی برای ما پیش میآورد، آنطور که میخواستیم نباشد، اما اگر آرام بمانیم و به درک خودمان تکیه نکنیم، پیروزیای را که در عیسی داریم، خواهیم دید. مهم نیست دنیا چه فکری میکند، ما نمیتوانیم کارها را به روش خودمان انجام دهیم و نمیتوانیم به توانایی خودمان تکیه کنیم. ما فقط باید در همه چیز به خدا اعتماد کنیم و اجازه دهیم او ما را هدایت کند، حتی اگر راه او منطقی نباشد. نکته شگفتانگیز این است که خدا میتواند در آزمایشها به ما شادی بدهد.
برادران من، وقتی در آزمایشهای مختلف قرار میگیرید، آن را شادی بدانید، زیرا میدانید که آزمایش ایمان شما صبر را به همراه دارد. اما بگذارید صبر کار کامل خود را انجام دهد، تا بتوانید کامل و بینقص باشید و هیچ کمبودی نداشته باشید. یعقوب ۱: ۲-۴
به نظر دیوانهوار میرسد که ما میتوانیم از داشتن آزمایشهای مختلف به «کامل، بینقص و بینقص» تبدیل شویم. این کاری است که خدا در ما انجام میدهد. مشکلات ما باید وقتی در مسیح هستیم ما را قویتر کند و ما را برای آزمایش بعدی آماده کند. میدانم که احتمالاً نمیخواهی این را بشنوی، اما تا زمانی که ما روی این زمین هستیم، مسیر هموار نخواهد بود. در جادهها ناهمواریهای زیادی وجود خواهد داشت، اما تمام موانعی که با آنها روبرو میشویم میتوانند سنگهای پلهای برای حرکت ما به سطح بالاتری در مسیح باشند. بنابراین، میتوانیم وقتی چالشها پیش میآیند، او را ستایش کنیم.
سپس ایوب برخاست، ردایش را پاره کرد و سرش را تراشید؛ و به زمین افتاد و پرستش کرد. و گفت: «برهنه از رحم مادرم بیرون آمدم و برهنه به آنجا باز خواهم گشت. خداوند داد و خداوند گرفت؛ نام خداوند متبارک باد.»
ایوب دوران بسیار سختی را در زندگی خود میگذراند. او فرزندان، داراییها و سلامتی خود را از دست داد. اما وقتی همسرش به او گفت که خدا را نفرین کند و بمیرد، او این کار را نکرد. او مصمم بود که اگرچه به نظر میرسید خدا او را میکشد، اما همچنان به او اعتماد خواهد کرد. وقتی بدانیم خدا کیست و به او اعتماد کنیم، آنگاه مانند ایوب، میتوانیم همچنان در نگرانیها او را بپرستیم.
