نمای بیرونی
- há 2 dias
- 4 min de leitura

سالها پیش، شبی خواب دیدم که از پنجرهای شیشهای به زنی نگاه میکنم که فرزندان و شوهرش پشت سرش بودند. روبروی او چندین دیوار مختلف، یکی پس از دیگری، به شکلی زیبا تراشیده شده بودند و هر کدام رنگ پر جنب و جوش متفاوتی داشتند. صبح روز بعد، جلسهای با زنان در کلیسا داشتم، اما فقط من و رهبر گروه آنجا بودیم. خوابم را برایش تعریف کردم و گفتم که فکر میکنم زن پشت یک نمای بیرونی پنهان شده است. ناگهان، او شروع به گریه کرد و گفت که آن زن خودش است. او کاری را انجام میداد که همه زنان خوب با مراقبت از خانوادهاش انجام میدهند، اما یک نمای بیرونی ساخته بود تا زندگیاش را برای جهانیان افسانهای جلوه دهد. با این حال، این ظاهر ساختگی بود.
یکشنبه گذشته، وقتی با دوستم به کلیسای او رفتم و یک کشیش مهمان از ایالات متحده رک و پوست کنده صحبت کرد و گفت که متأسفانه، در کلیسا، ما با چیزی که او آن را ماسک کلیسا توصیف کرد، وارد میشویم. او در ادامه توضیح داد که ممکن است شما قیافهای به خود بگیرید و از بیرون همه چیز درست به نظر برسد، اما در درون ممکن است وحشت داشته باشید که مردم چیزی را که شما انجام دادهاید، یا افکاری را که در ذهنتان میگذرد، یا مسئله گناهی را که به طور کامل با آن برخورد نکردهاید، بفهمند. بنابراین به کلیسا میآیید و وانمود میکنید که همه چیز عالی است در حالی که میگویید "جلال بر خدا". اما در درون، رنج میبرید.
من تعجب میکنم که در حال حاضر چند نفر در کلیساهای سراسر جهان در پشت یک ظاهر رنج میبرند زیرا نمیخواهند مردم بدانند که واقعاً چه اتفاقی برایشان میافتد. این میتواند به این دلیل باشد که آنها ترسو یا مغرور هستند. اینها هر دو از شیطان هستند. خدا به ما روح ترس نداده است، بلکه روح قدرت، عشق و عقل سلیم داده است. این "عقل سلیم" در برخی از نسخههای کتاب مقدس به "خویشتنداری" ترجمه شده است. حقیقت این است که ترس اغلب با دروغهایی تغذیه میشود که شیطان در قلب و ذهن ما میکارد و با رشد آن، احساس میکنیم که کنترل خود را از دست میدهیم. اما ما نمیخواهیم مردم این را ببینند، بنابراین پشت نقابهایی پنهان میشویم و وانمود میکنیم که همه چیز خوب است. شیطان نیز از غرور برای جلوگیری از ما استفاده میکند زیرا میداند که خدا از آن متنفر است. غرور ما ممکن است ما را از اعتراف به آنچه در زندگیمان میگذرد باز دارد، بنابراین هرگز نمیتوانیم از نظر جسمی، عاطفی، ذهنی و معنوی شفا یابیم.
گناهان خود را به یکدیگر اعتراف کنید و برای یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید. دعای مؤثر و پرشور یک مرد صالح بسیار مفید است. یعقوب ۵:۱۶
یکی از مشکلات بزرگی که امروزه در محافل مسیحی وجود دارد این است که مردم در اعتراف به گناهان خود به یکدیگر راحت نیستند. با این حال، صادقانه بگویم، ممکن است افرادی باشند که واقعاً نمیتوانید به آنها در مورد آنچه در زندگی شما میگذرد اعتماد کنید، زیرا ممکن است احساس کنند که این یک شایعه بزرگ یا "نکته دعا" برای کسی است که نیازی به دانستن امور شخصی شما ندارد. بنابراین، اگر نمیتوانید کسی را که به او اعتماد دارید برای اعتراف پیدا کنید، ممکن است لازم باشد گروه دیگری از مسیحیان را در اطراف خود پیدا کنید.
سخنچین اسرار را فاش میکند، اما کسی که روحیهی وفاداری دارد، چیزی را پنهان میکند. امثال ۱۱:۱۳
ما باید دعا کنیم که افراد وفادار در اطراف ما باشند تا به ما کمک کنند نقاب کلیسا را برداریم. نقابها مانع از آن میشوند که در مسیر اهداف خدا گام برداریم. نقابها ظاهری هستند که دروغ میگویند، و خدا همه چیز را در مورد حقیقت میگوید.
سپس عیسی به یهودیانی که به او ایمان داشتند گفت: «اگر در کلام من بمانید، در واقع شاگردان من خواهید بود. و حقیقت را خواهید شناخت، و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.» یوحنا ۸:۳۱-۳۲
حقیقت ما را آزاد میکند، اما شیطان میخواهد ما را در دروغهای خود اسیر نگه دارد. وقتی حاضر نیستیم از ظاهر خود دست بکشیم، در دام خواهیم ماند. آن ظاهرهای زیبا ممکن است دیوارهای محافظی باشند که برای جلوگیری از آسیب رساندن مردم به ما ساخته شدهاند، اما ممکن است مانع از این شوند که خدا به خاطر دیوار محافظ خود کاملاً تسلیم او نشده باشیم. این همچنین نشان میدهد که ما به خدا برای محافظت از خود اعتماد نداریم. وبسایت مسیحی Display the Gospel، مقاله جالبی در مورد آن دیوارهای محافظت از خود داشت.
بنابراین، این اعتراف من است: من دیوارها را میسازم. دیوارهای بزرگ، سنگین، سرسخت و نفوذناپذیر. دیوارهایی که با سنگهای غرور و ترس ساخته شدهاند، سنگهایی که مدتهاست اجازه دادهام به آجرهای برجستهی ساختمان زندگیام تبدیل شوند. و اگر واقعاً صادق باشم، این دیوارسازی چیزی بیش از یک مکانیسم دفاعی نیست که برای ایجاد حس کاذب امنیت در مرزهایی که تعیین کردهام، طراحی شده است. سالهاست که این دیوارها نحوهی تعامل و عشق ورزیدن من با دیگران را تعیین کردهاند... در این مبارزه، و در تمام زمینههای دیگری که خودم را بیشتر از همه میترسانم، مسیح مرا فرا میخواند تا جانم را فدا کنم و از او پیروی کنم (متی ۱۶:۲۴). تا او را تا قلمرو آسیبپذیر، دنیای گشودگی و آزادی، دنبال کنم. زیرا خدای ما خدایی است که دیوارها را فرو میریزد. او موانع فیزیکی به اندازهی اریحا را از بین میبرد (یوشع ۶:۱-۲۷). او دیوارهای نامرئی اجتماعی و نژادی را بین کسانی که "برگزیده" و کسانی که "ناپاک" تلقی میشوند، محو میکند و دیوارهای خصومت را از بین میبرد و از هم جدا میکند (افسسیان ۲:۱۴). و گویی این کافی نبود، او پردههای سنگین را از بالا تا پایین پاره میکند و موانعی را که زمانی مردم را از حضور مقدس او جدا میکرد، از میان برمیدارد (متی ۲۷:۵۱).
وقت آن رسیده است که واقعبین باشیم و تشخیص دهیم که ظاهری ساختهایم، که دیواری از احساس امنیت کاذب است. وقتی این را درک کردیم، باید به خدا اعتماد کنیم و اجازه دهیم او با ما همراه شود تا ظاهر ما را در هم بشکند.
