top of page
Search

بی‌اعتبار

  • 1 day ago
  • 1 min read

این طرز فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود، که چون در صورت خدا بود، برابری با خدا را غنیمت نشمرد، بلکه خود را بی‌اعتبار کرد و صورت بنده را پذیرفت و به شباهت آدمیان درآمد. و چون در ظاهر انسان یافت شد، خود را فروتن ساخت و تا پای مرگ، حتی مرگ بر صلیب، مطیع شد. فیلیپیان ۲: ۵-۸

 

عیسی به زمین آمد و هنگامی که تخت جلال خود را ترک کرد تا انسان شود، خود را بی‌اعتبار ساخت. آن والامقام خود را فروتن کرد و بنده شد. او در باغ جتسیمانی با فکر تجربه مرگی طاقت‌فرسا کشتی گرفت. اما از پدرش اطاعت کرد، زیرا می‌دانست که اراده اوست که او بمیرد تا ما که شایسته آن نبودیم، حیات جاودان داشته باشیم.

 

مطمئناً او غم‌های ما را بر خود گرفته و غم‌های ما را بر دوش کشیده است. با این حال ما او را رنج‌دیده، مضروب و رنج‌دیده از جانب خدا می‌دانستیم. اما او به خاطر گناهان ما مجروح شد، به خاطر گناهان ما کوفته شد؛ مجازات آرامش ما بر او آمد و از زخم‌های او ما شفا یافتیم. همه ما مانند گوسفندان گمراه شده‌ایم؛ هر یک از ما به راه خود برگشته‌ایم؛ و خداوند گناه همه ما را بر او نهاد. او مظلوم و رنج کشیده بود، اما دهان خود را نگشود. او مانند بره به کشتارگاه برده شد، و مانند گوسفندی که در برابر پشم‌چینان خود خاموش است، او نیز دهان خود را نگشود. اشعیا ۵۳:۴-۷

 

عیسی پیشگویی اشعیا را به انجام رساند. او گناهان ما را بر خود گرفت و برای ما مرد. این عشق، رحمت و فیض فراوان است. اگرچه ما در حال شورش بودیم، او ما را با عشق فراوان بارانید. تنها چیزی که باید دریافت می‌کردیم مجازات بود، اما او به ما رحمت نشان داد. ما حتی به خاطر گناهانمان نباید زندگی ابدی داشته باشیم، اما او به ما فیض بخشید. او مجازات ما را بر خود گرفت و به خاطر گناه ما شکنجه شد. او هیچ گناهی نداشت، بلکه در جای ما ایستاد. او همه این کارها را با فروتنی و بدون مقابله به مثل انجام داد. من نمی‌توانم فکر کنم که همه این کارها را برای یک فرد خوب انجام دهم، چه برسد به کسی که او را شرور می‌دانم. اما راه‌های خدا بسیار فراتر از راه‌های ماست.

 

یهودیان انتظار یک پادشاه جنگجو را داشتند، اما در عوض او به عنوان یک بره آرام آمد. ما اغلب می‌خواهیم عیسی انتظارات ما را برآورده کند، اما او به شکلی آمد که هرگز نمی‌توانستیم تصور کنیم. ما عیسی را با ویژگی‌هایی به تصویر می‌کشیم که او را مانند یک ستاره خوش‌قیافه سینما نشان می‌دهد. این ممکن است باعث شود که ما راحت‌تر و او را بپذیریم تا او را خوش‌قیافه بدانیم. اما او شبیه عیسی در مصائب مسیح یا برگزیده نبود. بسیاری از مردم به دلیل ظاهرش عیسی را انتخاب نمی‌کردند. او مرد خوش‌قیافه‌ای محسوب نمی‌شد. ظاهر او ما را به سمت او جذب نمی‌کرد.

 

چه کسی گزارش ما را باور کرده است؟ و بازوی خداوند به چه کسی آشکار شده است؟ زیرا او مانند یک گیاه لطیف و مانند ریشه‌ای از زمین خشک در مقابل او رشد خواهد کرد. او هیچ شکل یا زیبایی ندارد. و وقتی او را می‌بینیم، هیچ زیبایی وجود ندارد که بخواهیم او را آرزو کنیم. او مورد تحقیر و طرد مردم است، مردی که اهل غم و اندوه است. و ما گویی روی خود را از او پنهان کردیم؛ او مورد تحقیر قرار گرفت و ما او را گرامی نداشتیم. اشعیا ۵۳: ۱-۳

 

بسیاری از عیسی متنفر بودند و هیچ احترامی برای او قائل نبودند. او عمدتاً طرد شد. با این حال، هنوز بسیاری از آنها از او پیروی می‌کردند - برخی به خاطر معجزات شفابخشی او و برخی دیگر عاشق نانی بودند که او به راحتی می‌توانست تکثیر کند. با این حال، کسانی بودند که شهرتی نداشتند و از او پیروی کردند. آنها ماهیگیران، مطرودان و زنانی بودند که برای جامعه ارزش کمی داشتند. در صلیب، زنانی که از او پیروی می‌کردند، مانند پاهای او گریه می‌کردند و این زنان بودند که اولین کسانی بودند که متوجه شدند او دیگر در قبر نیست. اگرچه زنان در آن زمان بی‌اهمیت تلقی می‌شدند، اما او به آنها ارزش داد و کاری کرد که آنها ابتدا بزرگترین خبر تاکنون را به اشتراک بگذارند - او برخاسته است!

 

او اینجا نیست، اما برخاسته است! به یاد آورید که چگونه وقتی هنوز در جلیل بود با شما سخن گفت و گفت: «پسر انسان باید به دست گناهکاران تسلیم شود و مصلوب گردد و روز سوم برخیزد.» و سخنان او را به یاد آوردند. سپس از مقبره بازگشتند و همه این چیزها را به آن یازده نفر و به همه دیگران گفتند. مریم مجدلیه، یوآنا، مریم مادر یعقوب و دیگر زنانی که با آنها بودند، این چیزها را به حواریون گفتند. و سخنان آنها برای آنها مانند افسانه‌های پوچ به نظر می‌رسید و آنها آنها را باور نکردند. لوقا ۲۴:۶-۱۱

 

این زنان ممکن است مانند عیسی شهرتی نداشته باشند، اما حقیقت را گفتند، حتی اگر سخنانشان پوچ تلقی می‌شد. آنها باید برای ما نمونه‌ای باشند، زیرا نشان داده‌اند که مهم نیست مردم درباره ما چه فکر می‌کنند، ما نباید نگران شهرت خود یا اینکه آیا آنها ایمان خواهند آورد یا نه باشیم. بیایید به همه بگوییم که «او برخاسته است!»

 


 
 
 

Comments


bottom of page