top of page

به کی اعتماد داری؟


سال‌ها پیش، وقتی به رئیسم گفتم که دارم اولین شغل واقعی‌ام را ترک می‌کنم که با ترک دانشگاه به دست آوردم، اشک در چشمانش حلقه زد و به من گفت از افراد حاضر در این کار به عنوان لنگر استفاده کنم. می‌دانستم که هیچ معنایی ندارد، زیرا بلاتکلیفی کار باعث شد که بخواهم ترک کنم. من آرزوی ثبات داشتم که آنها نمی توانستند ارائه دهند. اکنون، سال‌ها بعد، من یک مسیحی هستم و زندگی هنوز نامشخص است، اما می‌دانم بهترین لنگر من عیسی است زیرا او تغییرناپذیر است. آب و هوا می تواند ناسازگار باشد، اقتصاد در نوسان است، سیستم های سیاسی غیرقابل اعتماد هستند، اما خدای من زمانی که همه چیز ناپایدار باشد تغییر ناپذیر است. با این حال، بسیاری از ما که می گوییم به عیسی اعتماد داریم، به اقتصاد و سیاستمداران نگاه می کنیم تا به ما امید بدهند. ما نمی‌توانیم به ارابه‌ها، اسب‌ها و انسان‌ها مثل خود اعتماد کنیم. مزمورنویس گفت که توکل به خداوند بهتر از اعتماد به انسان است.

 

خداوند چنین می‌گوید: «لعنت بر کسی که بر انسان توکل می‌کند و جسم را قوت می‌بخشد و دلش از خداوند دور می‌شود. زیرا او مانند درختچه ای در بیابان خواهد بود و هنگامی که خیر می آید نخواهد دید، بلکه در مناطق خشک بیابان، در سرزمین نمکی که مسکونی نیست، ساکن خواهد شد. «خوشا به حال کسی که بر خداوند توکل دارد و امید او خداوند است. زیرا او مانند درختی خواهد بود که در کنار آب کاشته شده است و ریشه های خود را در کنار رودخانه می گستراند و از گرما نخواهد ترسید.اما برگ آن سبز است و در سال خشکسالی مضطرب نخواهد شد و از میوه دادن باز نخواهد ماند. ارمیا 17:5-8

 

ریشه‌های ما باید در عیسی عمیق باشد تا وقتی طوفان‌ها از راه می‌رسند و ما در او ریشه می‌گیریم و در او مستقر می‌شویم، حتی اگر ممکن است هرس شویم، سرنگون نشویم، که این امر باعث بارورتر شدن ما می‌شود. وقتی زندگی سخت است، خدا هنوز خوب است، پس باید تمرکزمان را روی او نگه داریم و مدام برای کمک به سوی انسان دویدن را متوقف کنیم. خدا قطعاً از مردم برای کمک به ما استفاده می کند، اما ما باید ابتدا به نزد او برویم تا ما را به سمت کسانی که باید برویم راهنمایی کند و حتی گاهی افرادی را که می خواهد به ما کمک می کند. ما فقط باید در او آرام بگیریم و اجازه دهیم او در زندگی ما کار کند و راه او را داشته باشد زیرا همه افراد آنطور که ظاهر می شوند نیستند، اما خدا از قلب آنها آگاه است. عیسی خود را به اطرافیانش سپرد زیرا او وضعیت آنها را درک کرده بود. (یوحنا 2:24 را ببینید). با این حال، او همیشه نزد پدر می رفت، بدون توجه به نتیجه، آماده است تا در اراده او باشد. ما نیز می‌توانیم به خداوند اعتماد کنیم، حتی زمانی که چیزها منطقی نیستند و نامطمئن هستند.

 

با تمام دل به خداوند توکل کن و بر عقل خود تکیه مکن. در تمام راههای خود او را بشناسید و او راههای شما را هدایت خواهد کرد. امثال 3: 5-6

 

خدا از همه چیز آگاه است. او می داند فردا چه اتفاقی خواهد افتاد، بنابراین ما نیازی به نگرانی یا ترس نداریم، زیرا آنها ما را به گناه سوق می دهند و در واقع نگرانی و ترس می تواند گناه باشد زیرا خدا به ما گفته است که آنها را انجام ندهیم. ما به جای مراجعه به خداوند ارائه دهنده خود، به سراغ مشاوران مالی می رویم. اولین گزینه ما معمولاً رفتن به دکتر به جای خداوند شفا دهنده ماست. ما به جای ارباب لشکرها به ارتش خود اعتماد می کنیم. زمانی که خداوند صخره ماست و عیسی سنگ بنای اصلی است، بر پایه های معیوب بنا می کنیم. به نظر شما خالق همه چه احساسی دارد وقتی که ما به جای او ابتدا به سوی خلقش می دویم؟

 

از این رو خداوند نیز آنان را در شهوات دلشان به ناپاکی سپرد تا بدنهایشان را در میان خود بی آبرو سازند که حقیقت خدا را با دروغ عوض کردند و مخلوق را پرستیدند و خدمت کردند تا خالقی که تا ابد مبارک است. آمین رومیان 1:24-25

 

ما خیلی ها فکر نمی کنیم که این آیات کتاب مقدس برای ما صدق می کند، اما فراموش کردن حقیقت خدا برای ما بسیار آسان است. دوازده جاسوس بودند که به سرزمین کنعان رفتند تا آن را کشف کنند، اندکی پس از آن که خداوند بلاهای معجزه آسا را به مصر آورد و اولین مصریان را کشت، درست قبل از باز کردن دریای سرخ برای عبور بنی اسرائیل در خشکی، که بعدا بلعیده شد. وقتی خدا دریا را بر روی ارتش تعقیب کننده بست. پس جاسوسان 40 روز به سرزمین موعود رفتند و ده نفر برگشتند و گفتند که غول‌ها بزرگتر از آن هستند که نمی‌توانند زمین را بگیرند، در حالی که دو جاسوس سرزمینی را دیدند که شیر و عسل در آن جریان دارد و می‌دانستند که می‌توانند آن را فتح کنند، زیرا خداوند چنین گفته است. . با کی هستی ده یا دوتا؟ گزارش چه کسی را باور دارید؟ بنی‌اسرائیل از ترس نمی‌خواستند زمینی را که خدا گفته بود از قبل به آنها داده است، بگیرند، زیرا وقتی کسی که غول‌ها را آفرید، زمین را به آنها وعده داد، از فکر رویارویی با غول‌ها می‌لرزیدند. در نتیجه، او بنی‌اسرائیل کافر را به مدت 40 سال در بیابان سرگردان کرد و یک نسل به جز آن دو که آماده بودند زمینی را که خدا به آنها داده بود، بگیرند، مردند. این قدرت مثبت اندیشی نیست زیرا این نیز می تواند دروغ باشد، اما این باور به کلام خداست. مانند ابراهیم، ایمان ما است که به عنوان عدالت شمرده می شود. پس به کی اعتماد داری؟




Comments


bottom of page