top of page

آیا واقعاً حقیقت دارد؟

  • hace 2 días
  • 2 Min. de lectura

واقعیت و حقیقت ارتباط نزدیکی با هم دارند اما یکسان نیستند. واقعیت به آنچه واقعاً وجود دارد اشاره دارد - وضعیت امور، یعنی اینکه آیا کسی آن را تشخیص می‌دهد یا می‌فهمد یا نه - در حالی که حقیقت به میزان تطابق اظهارات، باورها یا توصیفات ما با آن واقعیت اشاره دارد. به عبارت دیگر، واقعیت، زمینه است و حقیقت، معیار ادعاهای ما در مورد آن زمینه است. یک باور می‌تواند بسته به اینکه چقدر با واقعیت مطابقت دارد، درست یا غلط باشد، اما خود واقعیت نه درست است و نه غلط؛ بلکه صرفاً هست. این تمایز به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چگونه مردم می‌توانند در مورد آنچه درست است اختلاف نظر داشته باشند در حالی که هنوز در همان واقعیت زندگی می‌کنند، و چرا جستجوی حقیقت تلاشی برای نزدیک‌تر کردن درک به آنچه وجود دارد، است.

 

آیا فکر می‌کنید پاراگراف بالا را من نوشتم؟ حقیقت این است که من ننوشتم. مایکروسافت کوپایلوت که یک دستیار هوش مصنوعی است، این کار را کرد. با گسترش هوش مصنوعی، گاهی اوقات تشخیص آنچه واقعی است یا نیست دشوار است. و صادقانه بگویم، به نظر می‌رسد حقیقت چیز دیگری است. ما ممکن است با همان واقعیت روبرو باشیم، اما آنچه برخی افراد در حالی که تجربه یکسانی دارند، آن را درست می‌دانند، می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. این موضوع ذهنم را درگیر می‌کند. اما به همین دلیل است که مردم می‌توانند کتاب مقدس را بخوانند و تفسیر متفاوتی از آن ارائه دهند که آن را حقیقت می‌دانند. بیایید به عنوان مثال آیه‌ای را در نظر بگیریم که همیشه استفاده می‌شود.

 

«داوری نکنید تا مورد قضاوت قرار نگیرید.» متی ۷:۱

 

صادقانه بگویم. گاهی اوقات وقتی مردم این آیه را با علم به اینکه کار اشتباهی انجام داده‌اند، به زبان می‌آورند، آزرده می‌شوم. به خصوص وقتی که آنها به وضوح آن را از متن خارج می‌کنند، زیرا نمی‌خواهند به خاطر کار اشتباهشان سرزنش شوند. بنابراین، بیایید این آیه کتاب مقدس را به متن اصلی برگردانیم.

 

 «داوری نکنید تا مورد داوری قرار نگیرید. زیرا با هر معیاری که داوری کنید، مورد داوری قرار خواهید گرفت؛ و با هر پیمانه‌ای که به کار برید، برای شما سنجیده خواهد شد. و چرا به پر کاهی که در چشم برادرتان است نگاه می‌کنید، اما به تیری که در چشم خود دارید فکر نمی‌کنید؟ یا چگونه می‌توانید به برادرتان بگویید: «بگذار پر کاه را از چشمتان بیرون بیاورم»؛ و حال آنکه تیری در چشم خودتان است؟ ریاکار! اول تیر را از چشم خود بیرون کنید، آنگاه به روشنی خواهید دید که پر کاه را از چشم برادرتان بیرون بیاورید.» متی ۷: ۱-۵

 

به علامت تعجب توجه کنید. درست بعد از «ریاکار» است. عیسی همانطور که اغلب این کار را می‌کرد، ریاکاری را محکوم می‌کند. او بر اهمیت نگاه کردن به خودمان و انجام اصلاحات قبل از اینکه بتوانیم به وضوح به مشکلات زندگی دیگران اشاره کنیم تا به آنها کمک کنیم، تأکید می‌کند. وقتی ابتدا به مشکلات خودمان رسیدگی نمی‌کنیم، ریاکارانه خواهد بود که در زندگی دیگران دخالت کنیم و به آنها بگوییم که چه چیزی درست است. اشتباه. خدا می‌خواهد ما قضاوت عادلانه داشته باشیم، و ما فقط زمانی می‌توانیم این را داشته باشیم که با او درست باشیم. و این حقیقت خداست!

 

تمام کلام تو حقیقت است، و هر یک از احکام عادلانه تو تا ابد پایدار است. مزمور ۱۱۹:۱۶۰

 

برای درک حقیقت مطلق خدا، باید با کلام او همسو شویم. اگر اینطور نباشد، درک ما از حقیقت می‌تواند منحرف شود. و ما این را در اطراف خود می‌بینیم. فرقی نمی‌کند که مسیحی باشیم یا نه. بسیاری از مسیحیان دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به آنچه حقیقت است دارند، حتی اگر همان کتاب مقدس را بخوانند. این می‌تواند نگران‌کننده باشد و اغلب باعث تفرقه می‌شود. نحوه درک ما از حقیقت ممکن است نشان دهد که ما واقعیت خود را درک نمی‌کنیم و این می‌تواند باعث مشکلات زیادی مانند آشفتگی عاطفی، روابط از هم پاشیده و حتی جنگ شود. شیطان این را دوست دارد و از آنجا که او پدر دروغ است، اغلب از فریب‌های ظریف استفاده می‌کند تا ما را از حقیقت خدا دور کند. بنابراین، باید به ویژه هنگام تماشای اخبار و گوش دادن به هر کسی که ما را متقاعد می‌کند که دیدگاه خود را داشته باشیم، مانند یک سیاستمدار یا ...، هوشیار و مراقب باشیم. یک فروشنده. فراموش نکنید که تبلیغات واقعی است، اما حقیقت نیست. شاید بخواهیم دعایی مانند دعای سلیمان پادشاه داشته باشیم تا از خدا بخواهیم آنچه را که واقعاً درست است به ما نشان دهد.

 

و سلیمان گفت: «تو به بنده‌ات، پدرم داوود، رحمت عظیمی نشان دادی، زیرا او در حضور تو با راستی، عدالت و درستکاری قلب با تو رفتار می‌کرد. تو این لطف بزرگ را برای او ادامه دادی و پسری به او دادی تا بر تخت او بنشیند، همانطور که امروز هست... پس به بنده‌ات قلبی فهمیده عطا کن تا قوم تو را داوری کند، تا بتوانم بین خوب و بد تشخیص دهم. زیرا چه کسی می‌تواند این قوم بزرگ تو را داوری کند؟» اول پادشاه ۳:۶ و ۹

 

به عنوان مسیحی، ما باید بخواهیم که در راستی، عدالت و درستکاری قلب با خدا گام برداریم. آنگاه می‌توانیم بین خوب و بد تشخیص دهیم و واقعیت را درک کنیم. اگر قلب‌های ما با خدا درست باشد، آنگاه حقیقتی که به آن ایمان داریم با کلام او همسو خواهد شد و حقیقت ما صرف نظر از واقعیت، در او محکم خواهد شد.

 



 
 
 
bottom of page