top of page

گناه استقلال

  • hace 2 días
  • 5 min de lectura

اول از همه، اجازه دهید اعتراف کنم که عنوان این وبلاگ اصلی نیست. این عنوان از خطبه یک واعظ محترم، درک پرینس، گرفته شده است. من تعجب کرده بودم که آیا استقلال گناه است، بنابراین رفتم تا کمی تحقیق کنم و متن این خطبه را پیدا کردم. در اینجا گزیده‌ای از آن آمده است:

 

اما شیطان کاری را که همیشه انجام می‌دهد انجام داد، او شروع به بی‌اعتبار کردن شخصیت خدا کرد. او خدا را به عنوان یک ظالم معرفی کرد. "او شما را در این باغ زیبا قرار داده است. درست است، این یک باغ دوست‌داشتنی است و هر چیزی که دارید مورد نیاز است و شما به طرز شگفت‌انگیزی کار می‌کنید. اما... فکر کنید اگر آزاد بودید، اگر می‌توانستید هر کاری را که می‌خواهید انجام دهید، چه می‌شد. اگر می‌توانستید پاسخ‌های خودتان را پیدا کنید، مجبور نبودید به خدا وابسته باشید. ببینید، خدا با شما مانند یک شهروند درجه دو رفتار می‌کند. او با شما آنطور که شایسته شماست رفتار نمی‌کند. شما شایسته چیزی بیش از این هستید." و او اینگونه پاسخ داد. او با انگیزه شبیه خدا بودن اما بدون وابستگی به خدا تحت تأثیر قرار گرفت. خطای ریشه‌ای آدم و حوا، تمایل به خوب بودن بدون وابستگی به خدا بود. توجه کنید که انگیزه آنها بد نبود، خیلی خوب بود که مثل خدا باشند - اما بدون وابستگی به خدا. و آنها وارد رابطه‌ای مستقل از خدا شدند. آنها اولین والدین ما هستند. وقتی کتاب مقدس در مورد پیرمرد صحبت می‌کند، هرگز در مورد پیرمرد آلمانی یا پیرمرد روسی یا پیرمرد یهودی یا پیرمرد غیریهودی صحبت نمی‌کند، زیرا فراتر از همه اینها به والدین اول ما، پیرمرد، آدم پیر برمی‌گردد. آدم تا زمانی که یاغی نشد، فرزندی نداشت. و هر نواده آدم از آن روز تا به امروز با یاغی‌گری درونی متولد شده است. جوهره یاغی‌گری، میل به استقلال از خدا است.

 

 

می‌ترسم که گاهی اوقات ما این را درک نمی‌کنیم. میل به استقلال در DNA ماست. می‌توانید این را در اعمال یک کودک دو ساله لجباز ببینید. ما هرگز واقعاً از آن بزرگ نمی‌شویم، اما یاغی‌گری خود را استقلال می‌نامیم و آنچه را که از نظر خدا اشتباه است، به یک ویژگی شخصیتی تبدیل می‌کنیم که باید توسط جهان تقلید شود. این یکی از دروغ‌های ظریف شیطان است که ما را در مسیر انجام کارها به روش خودمان به جای روش خدا قرار می‌دهد. ما اغلب می‌خواهیم قوانین خودمان را از نو بنویسیم، زیرا نمی‌خواهیم محدود به دستورالعمل‌های خدا باشیم. بنابراین، کار خودمان را انجام می‌دهیم، سپس از خدا می‌خواهیم که به آنچه انجام می‌دهیم برکت دهد، حتی اگر او هیچ نقشی در آن نداشته باشد. این بی‌احترامی به اوست زیرا او از ما انتظار دارد که کاملاً به او توکل کنیم.

 

به خداوند توکل کنید و نیکی کنید؛ در سرزمین خود ساکن شوید و از وفاداری او تغذیه کنید. همچنین از خداوند شادمان شوید و او آرزوهای قلب شما را برآورده خواهد کرد. راه خود را به خداوند بسپارید، به او توکل کنید و او آن را به انجام خواهد رساند. مزمور ۳۷: ۳-۵

 

واضح است که باید به خداوند اعتماد کنیم، از او شادمان شویم و راه خود را به او بسپاریم و او از ما مراقبت خواهد کرد. متأسفانه، ما احساس می‌کنیم که باید از خودمان مراقبت کنیم. حالا من نمی‌گویم که نباید پاسخگو یا مسئول باشیم. با این حال، وقتی کارها را با قدرت خودمان انجام می‌دهیم، خدا را از معادله کنار می‌گذاریم و سپس از زندگی کمتر بهره می‌بریم.

 

مشخص است که ما باید به خداوند اعتماد کنیم، از او لذت ببریم و راه خود را به او بسپاریم و او از ما مراقبت خواهد کرد. متأسفانه، ما احساس می‌کنیم که باید از خودمان مراقبت کنیم. حالا من نمی‌گویم که نباید پاسخگو یا مسئول باشیم. با این حال، وقتی کارها را با قدرت خودمان انجام می‌دهیم، خدا را از معادله کنار می‌گذاریم و سپس از زندگی کمتر بهره‌مند می‌شویم.

 

خداوند چنین می‌گوید: «ملعون باد کسی که به انسان توکل می‌کند و جسم را قدرت خود می‌داند، کسی که دلش از خداوند دور است. زیرا او مانند بوته‌ای در بیابان خواهد بود و وقتی نیکی فرا می‌رسد، آن را نخواهد دید، بلکه در بیابان‌های خشک و شوره زار ساکن خواهد شد.» ارمیا ۱۷:۵-۶

 

وقتی به عقل خود تکیه می‌کنیم، سعی می‌کنیم راه‌حل‌های خودمان را برای مشکلاتمان پیدا کنیم و ممکن است سعی کنیم کارها را با جسم خود انجام دهیم و به جای هدایت روح خدا به سوی مردم بدویم. این کاملاً اشتباه است و راه خدا نیست. وقتی به خدا توکل می‌کنیم، در زندگی خود به نتایج متفاوتی دست خواهیم یافت.

 

«خوشا به حال کسی که به خداوند توکل می‌کند و امیدش خداوند است. زیرا او مانند درختی خواهد بود که در کنار آب کاشته شده و ریشه‌های خود را در کنار رودخانه پهن می‌کند و وقتی گرما فرا می‌رسد، نخواهد ترسید.» اما برگ آن سبز خواهد بود و در سال خشکسالی نگران نخواهد بود و از میوه دادن باز نخواهد ایستاد. ارمیا ۱۷:۵-۶

 

وقتی به خداوند توکل می‌کنیم و به او امید می‌سپاریم، اراده خود را به او تسلیم می‌کنیم و اجازه می‌دهیم که او راه خود را در زندگی ما داشته باشد. وقتی راه خود را به او بسپاریم، او قدم‌های ما را نظم می‌دهد و حتی افرادی را برای کمک به ما در فصول مختلف زندگی‌مان قرار می‌دهد. از همان ابتدا، خالق می‌گوید که خوب نیست آدم تنها باشد، بنابراین او را به حوا پیوند داد. امروز نیز، خداوند از ما انتظار دارد که به عنوان بدن مسیح با هم کار کنیم، که در آن هر عضو برای دیگری مهم است.

 

اما اکنون اعضای بسیار وجود دارد، اما یک بدن. و چشم نمی‌تواند به دست بگوید: «من به تو نیازی ندارم» و سر نیز نمی‌تواند به پاها بگوید: «من به تو نیازی ندارم». نه، بلکه بیشتر، آن اعضای بدن که ضعیف‌تر به نظر می‌رسند، ضروری هستند. و آن اعضای بدن را که کم‌ارزش‌تر می‌دانیم، بیشتر مورد احترام قرار می‌دهیم. و اعضای بدن که ظاهر زیبایی ندارند، حیا بیشتری دارند، اما اعضای زیبای ما نیازی ندارند. اما خدا بدن را طوری ترکیب کرد که به عضوی که فاقد آن است، احترام بیشتری داده است تا در بدن تفرقه ایجاد نشود، بلکه اعضا به یک اندازه مراقب یکدیگر باشند. و اگر عضوی درد بکشد، تمام اعضا با آن درد می‌کشند. یا اگر عضوی مورد احترام قرار گیرد، تمام اعضا با آن شادی می‌کنند. اول قرنتیان ۱۲:۲۰-۲۶

 

خدا ما را آفریده است تا به او وابسته باشیم و هیچ‌کس از دیگری بی‌نیاز نیست. ما به همان اندازه که به رفتگرانمان نیاز داریم، به پزشکانمان نیز نیاز داریم. ما باید جایگاه خود را در جامعه بشناسیم و به جایگاه هر فرد احترام بگذاریم، بدون اینکه از هیچ انسانی بت بسازیم، در حالی که کاملاً به خدا توکل می‌کنیم، و باید از تسلیم شدن در برابر گناه استقلال دست برداریم.

 



 
 
 
bottom of page