top of page
Поиск

خدا در تاریکی

  • 19 авг.
  • 4 мин. чтения

اخیراً داشتم اول پادشاهان ۸ را می‌خواندم و آیه ۱۲ مرا به فکر فرو برد. در آن آمده است که خداوند گفته است که در ابر تاریک ساکن خواهد شد. این جالب است زیرا اول یوحنا ۱:۵ روشن می‌کند که خدا نور است و در او هیچ تاریکی وجود ندارد. اما با این حال، خدا در تاریکی ساکن است. او در تاریک‌ترین روزهای ما، چه مانند سیل باشد و چه مانند آتش، با ماست. او ممکن است ما را فوراً از تاریکی بیرون نیاورد، اما ما را از آن عبور می‌دهد. می‌توانیم اعتماد کنیم که او در روزهای طوفانی ما برای کمک به ما ظاهر خواهد شد زیرا هیچ چیز برای او غیرممکن نیست.

 

عیسی بلافاصله شاگردانش را وادار کرد که سوار قایق شوند و پیش از او به آن طرف بروند، در حالی که او جمعیت را مرخص می‌کرد. و هنگامی که جمعیت را مرخص کرد، خود به تنهایی برای دعا به کوه رفت. وقتی عصر فرا رسید، او آنجا تنها بود. اما قایق اکنون در وسط دریا بود و امواج آن را متلاطم می‌کردند، زیرا باد مخالف می‌وزید. در پاس چهارم شب، عیسی در حالی که بر روی دریا راه می‌رفت، به سوی آنها رفت. و وقتی شاگردان او را در حال راه رفتن بر روی دریا دیدند، مضطرب شدند و گفتند: «این یک روح است!» و از ترس فریاد زدند. اما عیسی فوراً با آنها صحبت کرد و گفت: «دلتان شاد! من هستم؛ نترسید.» متی 14: 22-27

 

آیا می‌توانید تصور کنید که شب هنگام در قایقی باشید، در طوفان با امواج به این سو و آن سو پرتاب شوید و سپس اوضاع به ظاهر بدتر شود، وقتی که یک شخصیت وهم‌آور در میان تاریکی به شما نزدیک می‌شود؟ آیا تا به حال احساس کرده‌اید که در دوره تاریکی از زندگی خود هستید و به جای بهتر شدن اوضاع، بدتر می‌شود؟ خب، این همان چیزی است که شاگردان باید احساس کرده باشند تا اینکه آن شخصیت شبح‌مانند را شنیدند که می‌گوید: «من هستم.» اگرچه هوا تاریک و طوفانی بود، اما صدای استاد معجزه‌گر خود، عیسی، را تشخیص دادند. به نظر می‌رسید که او درست به موقع برای نجات آنها ظاهر شده است. من معتقدم وقتی شاگردان را به داخل قایق فرستاد تا پیش از او بروند، می‌دانست که با چه خطری روبرو خواهند شد و می‌خواست از آن شب طوفانی به عنوان یک درس عبرت استفاده کند. به یاد داشته باشید، برخی از این شاگردان ماهیگیران ماهری بودند که شغلشان رفتن روی آب بود و همچنین کاملاً از خطرات آن آگاه بودند. آنها می‌دانستند که در موقعیت بسیار خطرناکی قرار دارند. وقتی پطرس عیسی را شناخت، برای اینکه مطمئن شود او خود اوست، از عیسی خواست که به او دستور دهد تا روی آب متلاطم به سمت او برود، زیرا می‌دانست که این کار غیرممکن است مگر اینکه واقعاً خاخام او باشد. نکته بعدی که می‌دانید، پطرس آنجا به سمت عیسی می‌رفت تا اینکه با دیدن باد شدید، ترس بر او غلبه کرد و شروع به غرق شدن کرد. اما عیسی دستش را دراز کرد و او را نجات داد. سپس آنها سوار قایق شدند و بادها متوقف شدند و آرام گرفتند. تاریکی و طوفان برای خداوند چیزی نبود.

 

او تاریکی را مکان مخفی خود قرار داد. سایبان او در اطراف او آب‌های تیره و ابرهای غلیظ آسمان بود. مزمور ۱۸:۱۱

 

خدا از تاریکی استفاده می‌کند. او در آن بی‌جایگاه نیست. گاهی اوقات اوقات تاریک ما همان چیزی است که خدا به کار می‌گیرد تا ما را به مکان مخفی خود با خود بکشاند. این زمانی است که هیچ کس جز او نمی‌تواند به ما کمک کند و ما باید در حضور او باشیم. او در آن مکان تاریک با ما است، آماده است تا ما را تسلی دهد، و ما باید بدانیم که اگرچه سوگواری تا شب ادامه دارد، شادی در صبح از راه می‌رسد. و اگرچه ممکن است شب بی‌پایان به نظر برسد، مانند شب‌های قطب شمال و جنوب که شش ماه طول می‌کشد، خدا در این مدت از فرصت استفاده می‌کند تا ما را بیشتر به تصویر خود تبدیل کند. این اوقات صمیمی با او به ما این امکان را می‌دهد که شخصاً درباره او بیشتر بدانیم. حال، اگر ما با شب بجنگیم، که تمایل طبیعی ماست، زیرا می‌خواهیم بیرون برویم و می‌خواهیم سریع بیرون برویم، ممکن است این اتفاق نیفتد. بنابراین، ما هر استراتژی ممکنی را امتحان خواهیم کرد، حتی اگر فکر کنیم می‌توانیم خدا را فریب دهیم تا ما را به سرعت به شادی خود در صبح برساند. منظورم را می‌فهمید؟ مگر نه؟ گاهی اوقات دعاهایی را که به صورت آنلاین پیدا می‌کنیم و تضمین می‌کنند که همین الان به موفقیت دست پیدا کنیم، امتحان می‌کنیم. ما این دعاهای الهام‌بخش را برای حرکت دستان خدا می‌خوانیم، و سپس وقتی هیچ اتفاقی نمی‌افتد، ناامید می‌شویم. خدا می‌داند چه زمانی آماده خروج از تاریکی هستیم، بنابراین بهتر است که منتظر او باشیم و مراقب درس‌هایی باشیم که او هنگام هدایت ما در تاریکی به ما می‌دهد. و در تاریکی، باید بگذاریم کلام او چراغی برای پاهای ما و نوری برای مسیر ما باشد، با این آگاهی که تاریکی برای او به همان اندازه نور است.

 

اگر بگویم: «مطمئناً تاریکی بر من خواهد افتاد»، حتی شب نیز در اطراف من روشن خواهد بود. در واقع، تاریکی از تو پنهان نخواهد شد، بلکه شب مانند روز می‌درخشد. تاریکی و نور هر دو برای تو یکسان هستند. مزمور ۱۳٩: ۱۱-۱۲

 

تاریکی برای خدا به اندازه نور است. تاریکی، شاید برای ما دشوار باشد، اما برای او هیچ است. به یاد داشته باشید، خدا آنجا بود وقتی زمین هیچ شکلی نداشت و خالی بود و تاریکی آب‌های عمیق را پوشانده بود. از این، خدا نور را آفرید و نور را از تاریکی جدا کرد و نورها را در آسمان‌ها آفرید. او نوری بزرگ برای روز و نوری کوچک‌تر برای شب ساخت. پس چرا ما نگران تاریکی هستیم، در حالی که خدا نه تنها در آن حرکت می‌کند، بلکه آن را حرکت می‌دهد؟ پس وقتی دوره‌های تاریکی ما فرا می‌رسد، بدانیم که خدا در آن است و اجازه دهیم راهش را پیدا کند. وقتی منتظر او هستیم و در این مدت به او نزدیک می‌شویم، ممکن است ببینیم که او از تاریکی عظمت می‌سازد.

 


 
 
 
bottom of page