top of page
Поиск

خدای طرد شده

  • 13 мая
  • 4 мин. чтения

من کتاب انبیای عهد عتیق را خوانده‌ام و حتی نمی‌توانم توصیف کنم که هنگام خواندن آیات پشت آیات کتاب مقدس در مورد طرد شدن خدا توسط قوم برگزیده‌اش چه احساسی داشته‌ام. به این فکر کرده‌ام که خدا چقدر باید آزرده خاطر شده باشد. می‌دانم که بارها خشم او برانگیخته شده و به کسانی که دوستشان داشته، حمله کرده است. اما او دائماً آن افراد لجباز را بخشیده و با وجود راه‌های سرکششان، با آنها آشتی کرده است.

 

من تمام روز دستانم را به سوی قومی سرکش دراز کرده‌ام که طبق افکار خود در راهی ناپسند گام برمی‌دارند. قومی که پیوسته خشم مرا به روی من برمی‌انگیزند. کسانی که در باغ‌ها قربانی می‌کنند و بر روی محراب‌های آجری بخور می‌سوزانند. کسانی که در میان قبرها می‌نشینند و شب را در مقبره‌ها می‌گذرانند. کسانی که گوشت خوک می‌خورند و آبگوشت چیزهای پلید در ظروف آنهاست. کسانی که می‌گویند: «در خلوت خود بمان، به من نزدیک نشو، زیرا من از تو مقدس‌ترم!» اینها دودی در بینی من هستند، آتشی که تمام روز می‌سوزد. اشعیا ۶۵: ۲-۵

 

من مجبور شده‌ام مکث کنم و به راه‌هایی که ممکن است خداوند را رد کرده باشم فکر کنم. چند بار در راهی که خوب نیست قدم گذاشته‌ام، حتی اگر فکر می‌کنم مشکلی با آن ندارم؟ می‌دانم که می‌توانم لجباز باشم، بنابراین ممکن است بارها این کار را کرده باشم، و احتمالاً گاهی اوقات متوجه نشده‌ام که این کار را می‌کنم زیرا سرکشی در ذات من است. من تشخیص می‌دهم که تفاوت چندانی با بنی‌اسرائیل در عصر پیامبران ندارم.

  

خداوند در روزگار یوشیا پادشاه به من گفت: «آیا دیدی که اسرائیل مرتد چه کرده است؟ او بر هر کوه بلند و زیر هر درخت سبز رفته و در آنجا زنا کرده است. پس از انجام همه این کارها، گفتم: «به سوی من بازگرد.» اما او برنگشت. و خواهر خیانتکارش یهودا این را دید. آنگاه دیدم که به خاطر همه دلایلی که اسرائیل مرتد مرتکب زنا شده بود، او را از خود دور کرده و به او طلاقنامه داده بودم. با این حال، خواهر خیانتکارش یهودا نترسید، بلکه رفت و او نیز زنا کرد. پس به واسطه زناکاری بی‌بندوبارش، زمین را آلوده کرد و با سنگ‌ها و درختان زنا کرد. و با این همه، خواهر خیانتکارش یهودا با تمام قلبش به من روی نیاورده است، بلکه با تظاهر، می‌گوید.» ارمیا ۳:۶-۱۰

 

امروزه در کلیسا تظاهر زیادی در جریان است. بسیاری از ما کاملاً به مسیح متعهد نیستیم زیرا معشوق‌های دیگری توجه ما را جلب کرده‌اند. ما به دنبال شهرت و ثروت هستیم، ساعت‌ها برای رسیدن به اهدافمان وقت صرف می‌کنیم، اما رابطه ما با خداوند در خطر است. ما اغلب او را به خاطر لذت‌هایمان رها می‌کنیم و انتظار داریم که او درک کند، زیرا او دلسوز و مهربان است. او ما را بی‌قید و شرط دوست داشته و چیزهای زیادی به ما بخشیده است، اما ما خوبی را بدیهی می‌دانیم.

 

 خداوند چنین می‌گوید: «پدران شما چه بی‌عدالتی در من یافتند که از من دور شدند، بت‌ها را پیروی کردند و بت‌پرست شدند؟ و نگفتند: «کجاست خداوند، که ما را از سرزمین مصر بیرون آورد، که ما را از بیابان، از سرزمین بیابان‌ها و گودال‌ها، از سرزمین خشکسالی و سایه مرگ، از سرزمینی که هیچ‌کس از آن عبور نمی‌کرد و در آن ساکن نبود، رهبری کرد؟» من شما را به سرزمینی پهناور آوردم تا از میوه و خوبی‌های آن بخورید. اما وقتی وارد شدید، سرزمین مرا آلوده کردید و میراث مرا مکروه ساختید. کاهنان نگفتند: «خداوند کجاست؟» و کسانی که شریعت را اجرا می‌کردند، مرا نمی‌شناختند. حاکمان نیز از من سرپیچی کردند. انبیا برای بعل نبوت کردند و به دنبال چیزهایی رفتند که سودی ندارند. ارمیا ۲: ۵-۸

 

زمان‌هایی وجود دارد که ما با سوءاستفاده از نعمت‌های خدا، به جای اینکه او را به خاطر آنها جلال دهیم، او را رد می‌کنیم. ما این کار را با بزرگترین هدیه‌ای که او می‌توانست به بشریت بدهد، انجام دادیم، وقتی که او داد پسر یگانه‌اش را به ما عطا کرد تا قربانی نهایی را برای ما انجام دهد تا بتوانیم حیات جاودان داشته باشیم و با پدر آشتی کنیم. اما هنوز بسیاری به عیسی، پسر خدا، ایمان نیاورده‌اند و او را نپذیرفته‌اند.

 

او در جهان بود و جهان از طریق او ساخته شد و جهان او را نشناخت. او به سوی خاصان خود آمد و خاصان او او را نپذیرفتند. یوحنا ۱:۱۰-۱۱

 

بارها و بارها خدا به بشریت دست یاری دراز کرده است تا او را دوست داشته باشیم و بپرستیم، اما ما او را به عنوان خداوند نمی‌شناسیم و عشق او را درک نکرده‌ایم. آزوالد چمبرز در کتاب «کمال برای والاترین وجودش» درباره عشق خدا نوشته است.

 

بیشتر ما نمی‌دانیم منظورمان از عشق چیست. عشق، ترجیح والای یک شخص بر شخص دیگر است. از نظر معنوی، عیسی می‌خواهد که ترجیح ما برای او باشد (لوقا ۱۴:۲۶). وقتی روح‌القدس قلب‌های ما را با عشق خدا پر می‌کند، به راحتی عیسی را در اولویت قرار می‌دهیم.

 

من معتقدم که چرا می‌توانیم به راحتی خدا را رد کنیم، زیرا به روح‌القدس اجازه نداده‌ایم که قلب‌های ما را با عشق او پر کند. وقتی این عشق را داشته باشیم، عیسی را در زندگی خود در اولویت قرار خواهیم داد. در عوض، بت‌های دیگری را برای عشق ورزیدن پیدا کرده‌ایم. با این حال، باید دعا کنیم که روح‌القدس ما را با این نوع عشق به خدایی که بسیاری او را رد کرده‌اند، پر کند.

 



 
 
 
bottom of page